<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> دست نوشته ها و اشعار سیده زهره ارزه گر</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 17 Mar 2017 04:58:30 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>عنوان ندارد...</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/160</link>
<description>دست هایم را، توی ظرف های شسته جا گذاشته ام و نگاهم را روی دست هایت... اینجا هیچ چیز، سر جای خودش نیست! زهره ارزه گر</description>
<pubDate>Fri, 17 Mar 2017 04:58:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/160</guid>
</item>
<item>
<title>عنوان ندارد...</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/159</link>
<description>دست هایم را، توی ظرف های شسته جا گذاشته ام و نگاهم را روی دست هایت... اینجا هیچ چیز، سر جای خودش نیست! زهره ارزه گر</description>
<pubDate>Fri, 17 Mar 2017 04:58:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/159</guid>
</item>
<item>
<title>ترانه</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/157</link>
<description>سردرگمم مثل بهاری که دیوونه برفِ زمستونه عاشق شده اما نمی تونه تقدیرِ روزا رو بچرخونه دیوونه ام مثل یه آهو که اشک پلنگُ خوب میشناسه اما دلش میخواد اسیر باشه سرباز, جنگُ خوب میشناسه زخمی و تنها و زمین خوردم مثل یه ماهی گیجُ و سرگردون اومد تو ساحل, شاید آروم شه... موجُ به اقیانوس برگردون من یک عروسک کنچِ انباری که فکر می کرد دوستش داری حالا شبا با بغض بیدارم امشب توام حال منو داری؟</description>
<pubDate>Thu, 17 Apr 2014 16:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/157</guid>
</item>
<item>
<title>مرگ</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/156</link>
<description>زندگی را شرمنده می کرد چشمانت وقتی به خانه فکر میکردی می دانم دلتنگ بودی برای چاله های کوچه تان دردِ زایمان زنت بی پولی هایت اشکهای مادرت حتی تو پدر شده بودی وقتی مرگ با تو طرحِ رفاقت میریخت تقسیم شدی به ترس و تنهایی و انتظار و تنها قسمت کوچکی از تو سهم مرگ شد...</description>
<pubDate>Tue, 25 Mar 2014 13:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/156</guid>
</item>
<item>
<title>اولین شعرِ کودکِ من!</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/154</link>
<description>چند تا کبوتر آروم, کنارِ هم نشستن کسی میدونه اونا, منتظرِ کی هستن؟ یکی از اونها داره, چشمایی شاد و شیطون حدس میزنم که باشه این یکی داداششون اون یکی مهربونِ, خنده داره به منتقار باید که مامان باشه, یک مامانِ خانه دار خال داره روی بالش, کبوترِ کناری یه دخترِ قشنگه, خانومِ کاکل پری اونا یه خانوادن, یکی شون کمه اما بق بق بقو بق بقو, اومد اقای بابا! زهره ارزه گر 17.12.92</description>
<pubDate>Sat, 08 Mar 2014 00:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/154</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/153</link>
<description>این ترانه رو با ویرایشِ اولیه ای که انجام دادم با شما دوستای خوبم به اشتراک میذارم. ممنون میشم کمکم کنید بهتر بشه: نمی تونی وقتی میخوای, نمیشه وقتی میتونی! شاید این قانونِ عشقِ! که نمیشه, نمی تونی! پرِ حسای قشنگی, توی چشماش پرِ شعرِ نمی شه حسِ چشاشُ توی شعرات بنشونی! خواستنش, مثلِ انارِ, مثل طعمِ خوبِ بادوم مزه گس داره اول , ولی شیرین میشه آروم یه خیابون که درختاش, توی فکرشون بهارِ آسمونش پر ابرِ, دوست داره همش بباره شایدم جزیره باشه, پرِ اضطرابِ موندن</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2014 10:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/153</guid>
</item>
<item>
<title>شعرهایی از جنس تو!</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/152</link>
<description>اخم به صورتت نمی آید مثل نمکی که دیروز در کیک ریختم. باید شعر های بیشتری بگویم وقتی لبخندت را بر میگردانی! باید زیبا تر باشم تا شعرهایت به خنده هایم نزدیک تر شود... زنی در من زندگی می کند که شبها قبل از خواب به تو فکر می کند. و چای صبحانه اش با چشمهای تو شیرین می شود. باور کن زنها دلبری نکنند زود پیر می شوند... زهره ارزه گر 6.12.92</description>
<pubDate>Tue, 25 Feb 2014 19:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/152</guid>
</item>
<item>
<title>مضراب</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/150</link>
<description>مضراب های ساز عزیزم! نشسته اید!!؟ ترسیده اید از این غم که بشکنید؟؟</description>
<pubDate>Wed, 19 Feb 2014 07:42:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/150</guid>
</item>
<item>
<title>مضراب</title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/151</link>
<description>مضراب های ساز عزیزم! نشسته اید!!؟ ترسیده اید از این غم که بشکنید؟؟</description>
<pubDate>Wed, 19 Feb 2014 07:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/151</guid>
</item>
<item>
<title>دو رباعی </title>
<link>https://avayehdel.blogfa.com/post/148</link>
<description>در کوچه موهات قدم باید زد با هر که به غیر تو بهَم باید اقا نکند که که قهوه خانست اینجا! نسکافه چشمات رو هم باید زد در قهوه جشمان تو حل خواهم شد یک پیمانه پر از عسل خواهم شد یک لحظه اگر که مهربانتر باشی من قافیه ات توی غزل خواهم شد</description>
<pubDate>Fri, 14 Feb 2014 08:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>avayehdel</dc:creator>
<guid>avayehdel.blogfa.com/post/148</guid>
</item>
</channel>
</rss>
