اولین شعرِ کودکِ من!
چند تا کبوتر آروم, کنارِ هم نشستن
کسی میدونه اونا, منتظرِ کی هستن؟
یکی از اونها داره, چشمایی شاد و شیطون
حدس میزنم که باشه این یکی داداششون
اون یکی مهربونِ, خنده داره به منتقار
باید که مامان باشه, یک مامانِ خانه دار
خال داره روی بالش, کبوترِ کناری
یه دخترِ قشنگه, خانومِ کاکل پری
اونا یه خانوادن, یکی شون کمه اما
بق بق بقو بق بقو, اومد اقای بابا!
زهره ارزه گر
17.12.92
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۱۷ ساعت 4:11 توسط خنیاگر
|