به يادبود سالگرد استاد مشكاتيان


استاد مشكاتيان

ياد بودي براي استاد مشكاتيان
آیین مردم داریت، در یاد و جانم مانده است
ساز و غم و هجر و فغان، جمله مرا سوزانده است
در تو هنر، در تو نشان ، از عشق می شد یافت هان!
سازت ببین در این میان، شادی ز ما گردانده است
خوب است حال مردمان، از نغمه ی آوایتان
شاعر بگو، مطرب بخوان، قلبم ز غم وامانده است
اشکم روان است و قلم، بر یاد بودت ای صنم
نامت به دلها زنده باد، خاک ار تو را پوشانده است
زهره ارزه گر  ۱۳۸۹.۶.۲۷

تصور کردنش سخت است...

تصور
تصور کردنش سخت است
نبودن در کنار آن کسی که دوستش داری
تصور کردنش سخت است
سپردن سر به عشقی سرد و شیطانی
تصور کردنش غمگین و جان سوز است
بدانی دوستت دارند و تو حتی نمی دانی
تصور کردنش دشوار و سنگین است
نهادن سر به مهری خشک و اجباری
تصور کردنش بس ناجوانمردانه دلگیر است
بدانی دوستت دارند و تو  دائم پی کاری
تصور کردنش حالی به حالی می کند غم را
که یارت گوشه ای، کنجی، نشسته با پریشانی
تصور کردنش آتش زده بر خرمن قلبم
بسوزان و خرابم کن، نگو اما پشیمانی
تصور کردنش ویران کند قلب و دو چشمانم
که می دانم که حیرانی و می دانم که ویرانی
تصور کردنش سخت است
تصور کردنش بس ناجوانمردانه دلگیر است
کسی را دوست می داری و او در فکر دلداری
تصور کردنش خواب از دو چشم خیس می گیرد
که چشمان سیاه یار هر دم خیس و بارانی
تصور کردنش سیلاب غم بر چهره می ریزد
که این عالم پر ازدرد است ، این سردابه ی فانی
تصور کردنش سخت است
تصور کردنش بس ناجوانمردانه دلگیر است
بدانی عشق نزدیک است، اما دست تو خالی
تصور کردنش سوزاند و آتش بیافشاند
که دردی اینچونین هر دم شود تکرار و تکراری
تصور کردنش بسیار غمگین است
تصور کردنش بسیار جان سوز است
که خوابت برده و داری به سر پندار بیداری
89.6.17  زهره ارزه گر

غزل

غزل
ندیده عاشق تو عاشق نگاه توام
به بند رفته ی چشمان رو سیاه توام
عنان خاطر من در میان سینه ی توست
به هستی و همه مستی که شاهراه توام
روان و روح من از دوریت سیه روز است
به عالم و همه آدم که سوز آه توام
بسوز تا که بسازم به دوریت ای عشق
به بیت بیت غزل من پناه گاه توام
به سوگ توست نگاهم به سوگ توست دلم
بگو که غار نشین دل سیاه توام
نگفته بر من عیان است خیل خواهشها
تو در گریز و منم ببر راه راه توام
گذر کنی ز خیالم تو هر زمان لیکن
نگفته ای و بدانم که شمع راه توام
چه شعر ها و غزلها چه نازها ای وای ی
بگو ، به شعر بگو ، من گذارگاه توام
زهره ارزه گر  ۱۳۸۹،۶،۱۲