خورده است...

سبز کرده چشم هایم, بس که باران خورده است
دوست دارد خنده هایت را, که پنهان خورده است
من نگاهی هستم و چشمان تو پیراهنم
باز کن پیراهنم را, می فراوان خورده است
دل که کافر نیست, در دام شما افتاده است!
شربتی از مست چشمانت, به درمان خورده است
بس که تاریک است چشمانت , قرارم گم شدست
پیچ دارد راه زندان یا که زندان خورده است؟
من که خامی کرده ام درگلستان بوسه ات
این روا باشد که می گویی بهاران خورده است؟
آری عاشق بوده ام! حد می زنندم این چونین!
من جوانی کرده ام! یا حکم قرآن خورده است؟
زهره ارزه گر
۸.۱۱.۸۹
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۱۱/۰۸ ساعت 21:55 توسط خنیاگر
|