من آن کلاغک تکرار های غمگینم

به خانه ام نرسیدم، و خواب می بینم

درخت بودی و من هم کلاغ بی خبرت

دوباره از لب سردت، غرور می چینم

تو عاشقم شده بودی و این بهارم بود

و با صدای گرفته، صدای ننگینم

و قار قار که یعنی تو آسمان منی

و قار قار بهارم! بهار شیرینم

و قار قار بیا مبتلای هم باشیم

به شب رسیده نگاهم، شکوفه آجینم

تو ناز می کنی و من دوباره می لرزم

بهار امده؟ یا این منم که بی دینم؟

تو شعر های منی، من دل سیاه توام

و قانعم به همین، ای خدای آیینم

سکوت می کنم و بوسه هات می خندند

به سیب سرخ دلم؟ یا به بغض سنگینم؟

و من دوباره همان داغ دار غمگینم

به خواب رفته ام اما, تو را نمی بینم

زهره ارزه گر

10.11.8۹