چشمهای وحشی...
یک بار هم به خاطر من یک غزل بخوان!
حتی اگر شده غزلی مبتذل بخوان
با مطلعی که خوب مرا مبتلا کند
از چشمهای وحشی رنگ عسل بخوان!
غیرت نشان بده! برو تا آسمان و بعد
از بوسه های صورتی محتمل بخوان!
در آسمان بمان و در آن غربت عزیز
از زهره ات بگو و برو در زحل بخوان!
کاری بکن که عاشقی ات جلوه گر شود
شعری به نام پیرهنی در بغل بخوان!
تا مردم تمام جهان با خبر شوند
شعر مرا به صورت ضرب المثل بخوان!
این دست های خسته و بی اعتنای توست
حالا بیا و شعر مرا در عمل بخوان!
۹.۲.۹۰
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ ساعت 4:24 توسط خنیاگر
|