دیشب به خوابوم آمدی، یادته؟

حرفای نابی مِزدی، یادته؟

از کوچه ی تقی یه آقا بزرگ

بِچِّه ی نافِ مَشَدی، یادته؟

قُمپُزایِ درشتی در مِکِردی

انگار که خیلی بلدی، یادته؟

پُز مِدادی سر کوچتان پل زدَن

موگوفتی صاحب سندی!!!!!، یادته؟

سر تا پاهات به دو زارَم می یَرزید؟

پالونِ زرد نمدی، یادته؟

هی با پِلَخمون نگاه لوچِت

دخترا رِ دل مِزَدی، یادته؟

دس رو دِلُم نزار که خیلی خونه!

ها‍! همو چار تا پونصَدی، یادته؟؟

بِچِّه بودِم، چن تا چُغُک پروندی؟

موسکوتقی یّرِ زدی، یادته؟

مُخ زنیا حوالیایِ نوغون

نی قیلونا ی چارقَدی، یادته؟

حالا شنیدُم که بهشته اونجِه!

دروغ نگی که خیلی زشته اونجِه!

یَره!! شینیدُم کَفتَرا رِ بُردی!

حقّ ماها رِ تنها تنها خوردی!

دیگه بوگو از خوشیات قِناری

چن مِبَرَن جزایرِ قناری؟

اینجا بودِم، یک دفه تو پَرُم خورد

دسته ی جارویِ فاطی دَرُم خورد

نعره زَدُم از خواب ناز پریدُم

دیگه از اوو موقه تو رِ ندیدُم

زهره ارزه گر

1.11.89